مدح و ولادت حضرت زینب سلاماللهعلیها
آمده زینب شود، زهرا شود، کوثر شود بین فرزندان عصمت، بهترین دختر شود دختر انسیةالحورا چه میدانی که چیست آمده مـریم شود، حـوّا شود، هـاجر شود آمده تا پـلـهای از هر چه هاجر، بیـشتر آمـده تـا پـلـهای از فـاطـمـه کـمـتر شود آمده تا در بـلاغـت مثـل زهـرا گـل کند آمده تا در فـصاحت حـیدری دیگر شود وارث نهج البلاغات و فصاحات خداست مثل جدش میتواند صاحـب مـنـبر شود خاندان وحی دارد معـجـزاتی این چـنین زن نـدیـدم در ابـهـت مثل پیـغـمبر شود آمده تا کـوهها مـغـرورتر گـردن کـشـند سرو را قامت شود، در استقامت سر شود آمـده در روشـنـای چـشـمهـای اهـلبیت چشم را روشن کند، یک جا چهل اختر شود بس که عمری با برادرهای خوش منظر نشست میتواند سال ها این گونه خوش محضر شود دختر است و در سجایا پا به پای مادر است میتواند پس خـطاب سـورۀ کـوثـر شود این چنین با آیههای نـوربخش کـوثـرش میرود در کربلا تا شاهد "وانحر" شود فصلی از نیلی کبودیهای مادر سهم اوست در مـدیـنه یـاس بوده، شامْ نیلـوفـر شود اذن اگر باشد که شمشیری به دستانش دهند میتواند در رشادت صد علی اکبر شود دو پـسر نذر برادر کرده تا ظهر عطش دستهای حضرت عباس را خواهر شود روی تـلّ زیـنـبــیـه ایـسـتـاده مـثـل کـوه تا اگر لازم شود، خواهر شود، مادر شود نیم روزی بیشتر در کربلا فرصت نداشت جلوهاش خواهی ببینی، باش تا محشر شود زن ندیدم با اشاره کوفه را سازد خموش جای آن دارد که او فـرماندۀ لشکر شود تا بماند کـربلا در ذهن مغـشـوش زمین مثل زینب یک نفـر باید روایتگـر شود مهر زینب نور قلب و نام زینب نور چشم ذکر یا زینب از این پس نقش انگشتر شود جای آن دارد تـمـام کـهـکـشـانهای خدا بر زمـیـن آیـد فـدای دخـتـر حـیدر شود |